تبليغاتX
دو کلوم حرف حساب

شاید خبری آورد این باد روان
تا که دیگر موج
دست هایش را به کمک
هیچ گاه
نکشد بر بدن لرزانش

Powered By BLOGFA.com

Copyright © 2007 DAD - All rights reserved

به نام حق به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد. و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم. سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل. و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش. او رفت و من نشناختمش . در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم. فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم. اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست. شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش . اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد. حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم . چقدر هم تنها ... "این نوشته ماله من نیست"

صفحه نخست
باهم بگپيم
قديمياش

جووونيا


اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386

پيوندها
... سکوت ...
کارهای گرافیکی
تنهایی
نماز شکایت
یه قطره عشق

لوگو دوستان



دو کلوم حرف قشنگ
دو کلوم حرف حساب 
دو کلوم راز و نیاز
دو کلوم حرفای بی بند و کتاب

دو تا جمله از عشق بگو
سه چهار تا از دیوان سلام
یکی دوتا از آرزوهای قشنگ
اگه وقت داری بگو تو یک کلام

نمیخواد قافیه و شعر بگی
نمیخواد حرفهای زیبا بزنی
یکی دوتا جمله ی ساده بگو
که نمی تونی بهتره هیچی نگی

+نوشته شده توسط یه بنده خدا 19:11در تاریخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 | 

عاشقان را گر در آتش میپسندد لطف دوست

تنگ چشمم گر نظر در چشمه ی کوثر کنم

- نمی دونم مال کیه

+نوشته شده توسط یه بنده خدا 20:33در تاریخ سه شنبه بیستم فروردین 1387 | 

هیچ کسی در نزد
هیچ کسی یاد نکرد
همه در خواب زمستانی اند
باز هم امسال گذشت
+نوشته شده توسط یه بنده خدا 18:51در تاریخ جمعه بیست و ششم بهمن 1386 | 

!
شعر من پنجره ای است
از دل و اسرارم
گاه همچون من می خندد
گاه گوشه دور میگرید
شعر من پنجره ای رو به حیات ابدیست
دل من خندان است
+نوشته شده توسط یه بنده خدا 16:19در تاریخ سه شنبه دوم بهمن 1386 | 

نمی دانم

نمیخواهم بدانم هم

که آزادی چه رنگی است

خوش است این دل به زندانش

زمانی بود آسایش

مشوش میکنی اش تو

دلم سخت طوفان است

دلم دیگر نمیخواهد

صدای آن قناری را

+نوشته شده توسط یه بنده خدا 14:39در تاریخ یکشنبه سیزدهم آبان 1386 | 

تو هم داني که من هم عالمي دارم

ولي سرد است و بي احساس

در اين عالم شقايق بي کس و کاراست

و بلبل در سراي من

صدايش در گلو ماندست

خشکيده است

دلش تنگ است

همه عالم غم و قهر است

دلم ديگر نميخواهد

همه جايش پر از تار است

سکوتش بسي تند است

و آواز قناري ها

سر حلقوم مي خشکد

سر عالم چنين آمد

زماني که دلم خشکيد

رودهايش بي احساس

همه جا سردمي شد

غم و قهر و غضب مي شد

همه از قهذ خورشيد است

نبود نور تاريکي است

دلم همواره پر درد است

پراست از آن غم دوري

غم دوري خورشيدش

همان گفتم

نبود نور تاريکي است

+نوشته شده توسط یه بنده خدا 22:14در تاریخ دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 | 

سیگار خاموش

روح خاکستری ات

با بازدم بیرون میدود از بدنت

+نوشته شده توسط یه بنده خدا 22:3در تاریخ دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 |